ملا محمد مهدى بن على نقى شريف

105

زاد المسافرين ( فارسى )

و بالجمله سبب مطلق بواسير ، خونى است سوداوى كه به اين محل مىريزد و سبب حصول اين دانه‌ها و ورم و وجع مىگردد . و هرگاه سوداويّت در او بيشتر ، قبولش از براى علاج كمتر است و بر متوضاى صاحب بواسير ، نشستن هم سبب حدوث و حصول اين علت مىشود . و علامت مطلق بواسير آن است كه رنگ صاحب بواسير به زردى و سبزى مىزند و اكثر اين است كه به رنگ قلعى مىباشد و صورت و چشمها متهبّج مىباشد و هضمها ضعيف و قوت جماع بسيار كم مىباشد و دندانها ضعيف و بد رنگ مىباشد و بسا باشد كه بيفتد و در حركات زود سست شود و گاه باشد كه بخارات بواسير سبب دوار و صداع گردد . علاج به چند وجه بايد كرد : اول ، تنقيه بدن و اصلاح مزاج كنند تا طحال و معده توليد خلط فاسد نكند . دوم ، تدبير گشودن خون آن ، هرگاه بند شود . سوم ، تدبير تسكين ورم و وجع آن . چهارم ، تدبير بند كردن خون آن هرگاه به حد افراط برسد . پنجم ، تدبير اسقاط و قطع آنكه بالمرّه رفع مىشود . [ علاج بواسير ] امّا اول ، تدبير [ و تنقيه بدن ] ؛ بدان كه فصد باسليق و صافن در تنقيه ماده بواسير بسيار نافع است . و فصد اسيلم از دست چپ در اصلاح طحال كه آن نيز باعث اصلاح بواسير مىشود ، نيز نافع است . و شيخ الرئيس فصد مابض را كه رگى است كه محل فصدش زير كاسهء زانو است اقوى از فصدهاى ديگر فرموده است و حجامت ما بين وركين نيز فرموده است . و بعد از فصد اگر تنقيه سودا به نهجى كه در ضعف قلب مذكور شد و به نحوى كه در ربع مذكور